أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
16
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
آنگه پيغمبر را فرمود و گفت : اى پيغمبر مؤمنان را بر قتال و جهاد تحريض فرماى و ايشان را بر كارزار با دشمنان خداى تعالى حثّ كن و بگوى كه : خداى تعالى شما را ميگويد كه : اگر از شما بيست مرد باشند صبر كننده بر كارزار ايشان بر دويست مرد از كافران غلبه كنند بتأييد و نصرت حقّ ، و اگر صد مرد باشند از شما بر هزار مرد غلبه كنند از كافران ؛ هر مردى باده برآيد ، و اين در بدايت اسلام بود كه مسلمانان را عدد اندك بود اين آيت فرود آمد « 1 » در غزوهء بدر پيش از جنگ كردن ؛ اين براى آنست كه ايشان قومىاند كه نميدانند يعنى قتالى كه ميكنند بر جهالت و عميا ميكنند نه چون شما كه بر بصيرت ميكنيد و اميد بهشت ميداريد و اگر آيت ظاهرش خبر است معنى وى امر است براى آنكه منسوخ الحكم است باتّفاق و اگر خبر محض بودى درو نسخ نشدى آنگه گفت كه : اكنون خداى از شما تخفيف كرد آنچه تكليف كرده بود : چون مدّتى برآمد مسلمانان را عدد بسيار گشت خداى فضل كرد و تخفيف تكليف كرد از ايشان و اين آيت فرستاد ، و حكم آيت اوّل آن بود كه اگر مسلمانى از ده مشرك روى بگرداندى فاسق بودى و مستحقّ ذمّ و عقاب بودى و خداى تعالى اين تخفيف كرد ياد آورد و گفت : اكنون خداى تعالى تخفيف كرد از شما و دانست كه در ميان شما ضعيفانند اكنون حكم آنست كه اگر شما مؤمنانيد صد مرد صبر كننده باشيد دويست مرد را غلبه كنيد و اگر هزار باشيد دو هزار را غلبه كنيد بفرمان خداى تعالى ، اين آيت ناسخ است بلا خلاف و رافع حكم آيت اوّل ، و اين حكم ما ثابت و مستقرّ است و هركه امروز از دو كافر روى بگرداند او فاسق و مستحقّ ذمّ و عقاب باشد پس صبر كنيد اى مؤمنان كه خداى تعالى با صابران است بمعنى نصرت يعنى با آنان كه بر ثبات جهاد و محنت آن صبر كنند . [ سوره الأنفال ( 8 ) : آيات 67 تا 69 ] ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ( 67 ) لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ ( 68 ) فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالاً طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 69 )
--> ( 1 ) در بعضى نسخ : « اين آيت در بيدا فرود آمد » .